صدایم را بشنو که از اعماق درونم حرف میزند.
مرا دایره ی چرخانیست که نمیدانم چه هست و حقیقتا از چه سخن میگوید.
مرا اعدادیست که میبینمشان به وضوح در کارهایم؛ تاریخ های مهم زندگی ام، اما به حقیقت کلامشان پی نبرده ام.
خود را به من نشان میدهند و مرا در روند حیرت آور اتفاقات قرار میدهند و تنها مرا حیرت زده میکنند.
به راستی من برای چه چیز در این دایره ی زندگی افتاده ام؟ به راستی من برای کدامین تأثیر بر خود و دیگران در این دایره ی نقاشی افتاده ام؟
در این کلیت چیست که از یک اتفاق نا آگاهانه و بداهه گونه سرچشمه میگیرد و مرا به سوی کشف حقیقت و واقعیت رهنمون میکند؟
فرم هایی که نا آگاهانه به صفحه ی سفید می آیند، با نیمی از آگاهی و نیمی دیگر ناخودآگاهی من آمیخته میشوند و دنیایی را میسازند.
رمز آلود بودن دنیای درون و تخیلات دنیای ناخودآگاه مرا عمیق میکند و به هر آنچه که هست و نیست، به هر آنچه که نشانه وار باید به او فکر کنم و آنچه که میگوید «مرا فکر کن»، عمیق میکند.
حقیقت ما چیست؟
حقیقت این جهان پهناور چیست؟
عشق چیست؟
اشک چیست؟
این دایره ی پهناور هستی، این عشق حقیقی، به چه منظور بودن را به ما اهدا کرده است؟ چگونه به او نزدیک شویم؟ چگونه او را در خود دوباره پیدا کنیم؟
نقاشی هایم را تنها یک تصویر نبینید؛ همانگونه که من به درونم سفر کردم، به درونتان سفر کنید.
میلاد زینلی
اردیبهشت ۱۳۹۵
متنی بداهه برای دومین نمایشگاه
تهران، گالری سیحون
دومین متن بداهگی "صدایم را بشنو"
پیوند اثر در کلیپبورد کپی شد.