وقتی میخواهی بهعنوان یک نقاش، بزرگترین کابوس بشر، مرگ، را به زیباترین شکل تصویر کنی، مدام خودت را در جایگاهِ نیستی تصور میکنی.
ترس و اندوه تمام وجودت را در بر میگیرد.
وقتی رنگِ مرگ بر وجودِ نقاشی جاری میشود، انگار خودم را از دست دادهام.
دلم برای نقاشیکردن تنگ میشود.
بسیار عمیقتر در اندوهِ نبودن یک انسان غرق میشوم.
شاید از دستدادنِ یک هنرمندِ نقاش برای من، شبیه به مرگِ تکهای از نقاشی باشد.
ولی خواستم سنگینیِ زیباییِ هنرت را بر دوش مرگ بیاندازم و او را در برابرت به کُرنش وا دارم.
نبودن هنر و هنرمند همیشه برایم کابوس بوده است و خواستم این کابوس را به قول خودت زیبا خلق کنم.
میلاد زینلی
مرثیهای برای واحد خاکدان
آبان ۱۴۰۴
پنجمین متن بداهگی "مرثیهای برای واحد خاکدان"
پیوند اثر در کلیپبورد کپی شد.